ساعت: ۱۰:۱۱ منتشر شده در مورخ: ۱۳۹۷/۰۹/۱۳ شناسه خبر: 6547
حسين سلاح ورزي

اقتصاد بیمار” کار” و ضعف نظام” آمار”

به گزارش وارک نیوز معاون اشتغال و کارآفرینی وزیر کار گفته اند که نرخ بیکاری کشور ۱۲.۱ درصد بوده و تعداد بیکاران براساس استانداردهای بین‌المللی سه میلیون و ۳۰۰ هزار نفر است!
اگر نرخ بیکاری واقعا ۱۲.۱ و جمعیت بیکار ۳.۳ میلیون باشد، در واقع به این معناست که ۲۴ میلیون نفر در کشور شاغلند!
با در نظر گرفتن این نکته که بعد خانوار حدود ۳.۳ است یعنی به صورت میانگین هر خانوار ایرانی یک نان آور شاغل دارد!
با در نظر گرفتن جمعیت افرادی که منابع درآمد غیرشغلی دارند (و عمدتا در دهکهای بالاتر درآمدی حضور دارند) و لحاظ کردن این نکته که کارایی پایین بازار کار در ایران، شانس بیرون ماندن این افراد از بازار کار را بیشتر می کند می شود نتیجه گرفت در دهکهای پایین تر درآمدی میانگین تعداد نان آور شاغل خانوار عددی بیشتر از یک است که اگر نگوییم وضعیت مطلوب لااقل وضعیت کاملا قابل قبولی است!
آماری که اخیرا معاون محترم اشتغال وزیر کار در مورد نرخ بیکاری و جمعیت بیکاران کشور به نقل از مرکز آمار عنوان نموده اند، به لحاظ عدم انطباق با واقعیات جاری زندگی روزمره مردم و وضعیت اقتصاد کشور تامل برانگیز است.
حتی اگر فرض کنیم خطا یا انحرافی در نحوه تعیین نمونه آماری،احراز وجود فعالیت شغلی، شمارش و تجمیع این آمار رخ نداده است باز هم چند نکته کلیدی وجود دارد که در تفسیر معنای این آمار باید به آن توجه داشت.
اول) این آمار قادر به نشان دادن ظرافتهای اجتماعی جمعیت غیرفعال در سن کار نیست.
عده کثیری از زنان به دلیل ناامید شدن از یافتن کار و شرایط دشوار محیط و بازار کار با وجود مشکلات معیشتی حاد خانوار به ناچار تن به خانه نشینی و خانه داری داده اند که در این آمار از  جمعیت بیکاران حذف شده در زمره جمعیت غیرفعال محاسبه گشته اند
یا آن دسته از جوانان طبقات متوسط و پایین تر از متوسط که با سرخوردگی از وضعیت بازار کار در اثر فشارهای فرهنگی و اجتماعی به تحصیلات عالیه بی ثمر پناه برده اند و عمر خود و سرمایه خانواده شان در دوره کارشناسی ارشد و دکتری فلان دانشگاه بی کیفیت بهمان شهرستان کوچک و دور افتاده دور می ریزند جمعیت غیر فعال محسوب کرده و در محاسبات نرخ بیکاری لحاظ نمی کنند
ب) این آمار ظرافتهای فنی کیفیت اشتغال را نیز منعکس نمی کند
لذا جوانان پرانرژی برومند فلان دهقان یا بهمان خرده فروش خرده پا که بدلیل فقدان ظرفیت نظام اقتصادی فقط برای پرکردن وقت به همراه چند خواهر و برادر دیگر در کسب و کار کم رونق پدری که برای یک نفر هم فضای فعالیت کافی ندارد کار می کنند و تیمنا و تبرکا از پدر دستخوش می گیرند را در زمره شاغلین محاسبه می کند.
“اقتصاد کار” در ایران بیمار و گرفتار آسیبهای جدی است. آسیبهایی که به غیر مشکلات فرهنگی و اجتماعی ناشی از سیاستگذاری های غلط اقتصاد کلان و مداخلات غیر مسئولانه و رگولاتوری غیرکارشناسی از سوی حاکمیت است.
برای رفع این آسیبها نیازمند آنیم در گام نخست تصویری روشن و واقعبیانه و معنادار از جزییات عملکرد و آسیبهای نظام اقتصادی کشور در اختیار داشته باشیم و این امر جز از طریق به روز رسانی و ارتقای نظام پایش آماری بازار کار ممکن نیست.
در شرایط دشوار امروز کشور آمارهای اقتصادی باید چراغ راه پر پیچ و خم و لغزنده پیش رو باشد، نه فشفشه شعبده بازی دولتها در نمایش ساختگی موفقیت و کارآمدی.
فقط ای کاش مردم می توانستند به جای نان و گوشت و میوه ، “آمار” بخورند و به جای سقف شب را در پناه “آمار”بگذرانند تا مسئولان محترم می توانستند مشکل معیشت را هم مانند مشکل اشتغال روی کاغذ حل و فصل کنند.
یادداشت از حسین سلاحورزی
لینک کوتاه:
نظرات
هنوز نظری برای این مطلب ارسال نشده
کلیه حقوق محفوظ و متعلق به وارک نیوز است کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز است.